محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
مقدمه 20
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
وتوجّهى محكم مرعى مىفرموده . . . « 1 » » . ما در اينجا اهل انصاف وارباب علم را به قضاوت وداورى مىطلبيم : آيا اين است راه ورسم تاريخ نگارى وتذكره نويسى كه قلم برداريم و كسى را به مذهبى ومسلكى نسبت دهيم و بر اين ادعا هيچ دليل وشاهدى اقامه ننمائيم ؟ و در قبال براهين قاطع وزنده در دست طرف مقابل باشد ، آيا مىشود پذيرفت فقيهى با آن مرتبت وتضلّع ، محدثى با آن احاطه وتعبّد كه بيش از دهها حديث مروى از اهل بيت عصمت عليهم السلام در مذمّت ( تصوّف وصوفيّه ) ديده وبرخى آنها را در كتابش نقل كرده باشد در عين حال خود بدان مسلك دل بندد ؟ آيا معقول است عالمى به هنگام نقل سخنان ايشان عنوان ( سخنان كفر بنيان اين اهل طغيان وعدوان ) را برگزيند و خود بدان كفر معتقد گردد ؟ آيا باور كردنى است كسى از كودكى در خانهاى تربيت شود كه تماشاگر فضايح وقبايح افعال اين جماعت باشد و ببيند كه مجتهد عصر ( يعنى پدرش ) ايشان را در نتيجهء اثبات آنهمه افعال مذموم - كه قلم از ذكر آنها شرم دارد - مهدور الدم دانسته و حكم قتل آنها را صادر مىكند خود نيز
--> ( 1 ) - مجمع الفصحاء : 5 / 946 .